تبلیغات
نادعلی
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

نظرسنجی
دانلود؟






آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
1 2

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

یکشنبه 2 دی 1386
سهراب سپهری

سهراب سپهری

سهراب سپهری درتاریخ پانزدهم مهر ماه 1307 در خانواده ای که اهل شعر، نقاشی، منبت کاری و دیگر رشته های هنری بود، زاده شد. کودکی و نوجوانی او به مطالعه، بازی در طبیعت، شکار و نواختن موسیقی گذشت

ادامه مطلب
نوشته شده توسط نادعلی ساعت 04:12 ق.ظ موضوع مطلب :‌ بزرگان ایران ,

ویرایش شده در چهارشنبه 1 اسفند 1386 و ساعت 09:02 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()

چهارشنبه 4 مهر 1386
شكست بزرگ روم از ارتش ایران

هشتم اوت سال 40 پیش از میلاد ارتش ایران با در هم شكستن ارتش روم، سوریه را پس گرفت . واحدهای نظامی ایران سپس به پیشروی خود ادامه داده و فلسطین را هم تماما تصرف کردند.
سنای روم كه چنین دید، به ایران اعلان جنگ داد و سه سال طول كشید تا تدارك این جنگ كه برای آن لژیونرهای رومی از سراسر متصرفات این امپراتوری، از انگلستان و فرانسه و اسپانیا و آلمان گرفته تا شمال آفریقا، ایلریا (یوگسلاوی) و یونان احضار شده بودند فراهم شود .حمله به ایران در سال 36 پیش از میلاد با 113 هزار سرباز زبده به فرماندهی ماركوس آنتونیوس (شوهر كلئوپاترا ملكه یونانی تبار مصر) آغاز شد. این بزرگترین لشكركشی غرب به شرق در طول تاریخ تا سال 1990 بشمار آمده است. پیش از آغاز جنگ ، آخرین درخواست اكتاویوس امپراتور روم كه خواهان پس دادن پرچم های سربازان شكست خورده رومی در جنگ حران (كارهه) در سال 53 پیش از میلاد شده بود از سوی مجلس عالی ایران (مٍهستان) رد شده بود . در جنگ حران هفت لژیون (لشكر) رومی و فرمانده آنان "كراسوس" نابود شده بودند. فرمانده نیروهای ایران در آن جنگ سپهبد "سورنا" بود كه جنگ افزارهای تازه به میدان آورده بود و تاكتیك (تا آن زمان )بی سابقه ای را به كار بسته بود.

ماركوس نیز مانند كراسوس یكی از سه عضو شورای عالی امپراتوری روم بود. در جنگ تازه، نیروهای ایرانی به فرماندهی فرهادچهارم، شاه انتخابی وقت، از تاكتیك حملات سریع و مكرر سواره نظام سبك اسلحه و كشاندن دشمن به میدانی كه از پیش تهیه شده بود و رها كردن آن در چنگ واحدهای اصلی استفاده كردند و این ارتش عظیم را متلاشی ساختند؛ به گونه كه با دادن 24 هزار كشته و هزاران اسیر فرار كرد و اسیران رومی به منطقه ای كه امروز شهر ارومیه است جهت پرداختن به كار كشاورزی فرستاده شدند. در آن زمان مركز آذربایجان شهری بود كه بقایای آن به تخت سلیمان معروف است.
    نویسندگانی كه خود شاهد صحنه های جنگ ماركوس و فرهاد چهارم بودند نوشته اند: ماركوس كه زیر ضربات سواره نظام ایران قرار داشت پس از آخرین عقب نشینی كه به او اجازه داده شد از راه دریای سیاه به قلمرو روم بازگردد از فرط ناراحتی و با مشاهده وضع آشفته سربازان خسته و گرسنه رومی به گریه كردن و اشك ریختن افتاده بود.
    اكتاویوس درصدد جمع آوری قوا برای جبران این شكست برآمد، ولی موفق نشد و پس از آن، روم دچار اختلافات داخلی شد و اكتاویوس كه بعدا سنای روم به او لقب "اوكوستوس" داد مجبور شد كه با ماركوس (شكست خورده از ایران) كه دلبندی به كلئوپاترا، وی را مقیم مصر كرده و به مصوبات سنا توجه نمی كرد بجنگد و از فكر جنگ با ایران خارج شود.
    در جنگ دو رقیب كه در منطقه آكتیوم صورت گرفت و نبردی دریایی بود، ناوگان مشترك ماركوس و كلئوپاترا شكست خورد و طبق نوشته "پلوتارك" ، پس از عقب نشینی آن زن و شوهر به مصر، نخست ماركوس و سپس كلئوپاترا خودكشی كردند.
     دو ابر قدرت زمان، ایران و روم، بعدا اختلافات خود را بر سر ارمنستان كه پادشاه آن باید یك شاهزاده ایرانی می بود حل كردند و تا 71 سال میان دو امپراتوری برخورد نظامی چشمگیری روی نداد
نوشته شده توسط نادعلی ساعت 09:09 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 1 مهر 1386
نوشته شده توسط نادعلی ساعت 07:09 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 1 مهر 1386
جشن تیرگان

این جشن میان زرتشتیان دوره ای ده روزه داشت و از تیر روز از تیرماه ، روز سیزدهم شروع و به باد ایزد یعنی روز بیست و دوم پایان می گرفت.

 زرتشتیان تیرگان را تیر و جشن می نامند و برایش اهمیت فراوانی قایل اند. لباس و پوشاك نو می پوشند و نقل و شیرینی و میوه و خوراك های سنتی و ویژه می پزند. پیش از این روز خانه را خوب پاكیزه نموده و بامدادان شست و شو می كنند و خواندن دو نیایش خورشید نیایش و مهرنیایش از اوستا را بسیار نیكو می دانند
شاید
تیر و جشن یكی از شادترین جشن های كهن ایرانی بوده باشد. در این جشن بیش از همه بچه ها بهره می بردند با تارهای نخی و رنگینی كه به مچ دست می بستند در كوچه ها و خانه ها و بامها می دویدند ، ترانه می خواندند و كنار نهرها و جویها و تالاب ها به هم آب می پاشیدند و یا به آب می پریدند .


از مهم ترین چیزهایی كه در این جشن تدارك می دیدند، بندی بود از تارهای هفت رنگ ابریشم یا نخ كه با رشته ای از سیم زرین و نازك می بافتند. این بند را
تیر و باد Tiru-Bad می نامیدند. در این روز كله قند را در كاغذهای سبز رنگ بسته بندی كرده و دور آن تیر و باد می بستند و به خانه تازه عروسان و نودامادان پیش كش می فرستادند. از روزهای پیش از جشن تیر و باد در همه خانه ها مهیا می شد. بامداد روز جشن از كوچك و بزرگ - به ویژه كودكان - این بند را به مچ دست یا به دكمه لباس و جایی از پوشاك می بستند. این بند را با خوشی و شادمانی تا روز پایان جشن یعنی باد روز با خود داشتند. آنگاه در روز مذكور به دشت یا بام خانه رفته ، بند را باز كرده و با فریاد و بانگ شادمانی به باد می سپردند. این كردار اشاره ای به عمل آرش كمانگیر دارد كه تیر را رها كرد و مرز ایران زمین معین شد. جنگ و ستیزی طولانی پایان یافت و به فرمان خداوند، باد یا ایزد باد، تیر را در آن مسافت دور برد. به همین جهت بر آن تمثیل این رسم انجام می شد كه باد آن بند را به یاد حادثه مذكور به دورها می برد. به همین جهت است كه مبدا جشن را تیر روز و پایان آن را باد روز قرار داده اند، بر این اندیشه كه تیر در روز باد، پس از ده روز از حركت ایستاد.

دیگر از آداب این جشن میان زرتشتیان، فال كوزه می باشد. مقدمه فال كوزه در روز دوازدهم برگزار میشود، به این طریق كه در مجلسی كه از پیش كسانی در آن دعوت شده اند ، دختر نابالغی كوزه ای خالی یا پر از آب را دور مجلس می گرداند و هركس به نیتی كه دارد چیزی در آن می اندازد و سپس كوزه را در جایی می نهند كه زیر درخت باشد و پارچه سبزی روی كوزه می كشند و آیینه ای روی آن می گذارند. آنگاه عصر روز تیر و جشن ، همان دختر مراسم تطهیر انجام داده و كشتی نو می كند و كوزه را برداشته و باج می گیرد یعنی ساكت و خاموش می ماند و سرگذر در محله می نشیند. مهمانان روز پیش، كه هریك با نیت چیزی در كوزه افكنده بودند می آیند. هر كس شعری می خواند و دختر دست در كوزه كرده ، چیزی بیرون می آورد. صاحب آن شی ، نیت خود را با شعری كه خوانده شده سنجیده و بدان فال گرفته و آنرا شگون می داند
نوشته شده توسط نادعلی ساعت 07:09 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 1 مهر 1386
ردای پدر علم جهان

دوست دارید یك نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی كه خود ما آنرا نمی شناسیم را برایتان بگویم. لابد تا به حال شما هم دیده اید وقتی یك دانشجو در دانشگاههای خارج می خواهد مدرك دكترای خود را بگیرد، یك لباس بلند مشكی به تن او می كنند و یك كلاه چهارگوش كه از یك گوشه آن یك منگوله آویزان است بر سر او می گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می خواند. به ماها می گویند این لباس و كلاه چیست؟ می گوییم این لباس شیطونك است كه اینها تنشان می كنند! اما به اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریكایی می گویی این لباس چیست كه شما تن فارغ التحصیلانتان می كنید؟ می گویند ما به احترام «آوی سنت» (پور سینا)پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین می پوشیم. آنها به احترام «آوی سنت» كه همان «ابن سینا»ی ماست كه لباس بلند رداگونه می پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود می كنند. آن كلاه هم نشانه همان دستار است (کمی فانتیزی شده)و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی كه ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دستار آویزان می كردیم و به دوش می انداختیم. در اروپا و آمریكا علامت یك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سینا می گذارند، ولی ما خودمان نمی دانیم. باورتان می شود؟!

نوشته شده توسط نادعلی ساعت 07:09 ق.ظ موضوع مطلب :‌ بزرگان ایران ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari