تبلیغات
پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
سهراب سپهری
سهراب سپهری درتاریخ پانزدهم مهر ماه 1307 در خانواده ای که اهل شعر، نقاشی، منبت کاری و دیگر رشته های هنری بود، زاده شد. کودکی و نوجوانی او به مطالعه، بازی در طبیعت، شکار و نواختن موسیقی گذشت
هشتم اوت سال 40 پیش از میلاد ارتش ایران با در هم شكستن ارتش روم، سوریه را پس گرفت . واحدهای نظامی ایران سپس به پیشروی خود ادامه داده و فلسطین را هم تماما تصرف کردند.
سنای روم كه چنین دید، به ایران اعلان جنگ داد و سه سال طول كشید تا تدارك این جنگ كه برای آن لژیونرهای رومی از سراسر متصرفات این امپراتوری، از انگلستان و فرانسه و اسپانیا و آلمان گرفته تا شمال آفریقا، ایلریا (یوگسلاوی) و یونان احضار شده بودند فراهم شود .حمله به ایران در سال 36 پیش از میلاد با 113 هزار سرباز زبده به فرماندهی ماركوس آنتونیوس (شوهر كلئوپاترا ملكه یونانی تبار مصر) آغاز شد. این بزرگترین لشكركشی غرب به شرق در طول تاریخ تا سال 1990 بشمار آمده است. پیش از آغاز جنگ ، آخرین درخواست اكتاویوس امپراتور روم كه خواهان پس دادن پرچم های سربازان شكست خورده رومی در جنگ حران (كارهه) در سال 53 پیش از میلاد شده بود از سوی مجلس عالی ایران (مٍهستان) رد شده بود . در جنگ حران هفت لژیون (لشكر) رومی و فرمانده آنان "كراسوس" نابود شده بودند. فرمانده نیروهای ایران در آن جنگ سپهبد "سورنا" بود كه جنگ افزارهای تازه به میدان آورده بود و تاكتیك (تا آن زمان )بی سابقه ای را به كار بسته بود.
این جشن میان زرتشتیان دوره ای ده روزه داشت و از تیر روز از تیرماه ، روز سیزدهم شروع و به باد ایزد یعنی روز بیست و دوم پایان می گرفت.
زرتشتیان تیرگان را � تیر و جشن � می نامند و برایش اهمیت فراوانی قایل اند. لباس و پوشاك نو می پوشند و نقل و شیرینی و میوه و خوراك های سنتی و ویژه می پزند. پیش از این روز خانه را خوب پاكیزه نموده و بامدادان شست و شو می كنند و خواندن دو نیایش � خورشید نیایش � و � مهرنیایش� از اوستا را بسیار نیكو می دانند
شاید �تیر و جشن� یكی از شادترین جشن های كهن ایرانی بوده باشد. در این جشن بیش از همه بچه ها بهره می بردند با تارهای نخی و رنگینی كه به مچ دست می بستند در كوچه ها و خانه ها و بامها می دویدند ، ترانه می خواندند و كنار نهرها و جویها و تالاب ها به هم آب می پاشیدند و یا به آب می پریدند .
از مهم ترین چیزهایی كه در این جشن تدارك می دیدند، بندی بود از تارهای هفت رنگ ابریشم یا نخ كه با رشته ای از سیم زرین و نازك می بافتند. این بند را � تیر و باد Tiru-Bad � می نامیدند. در این روز كله قند را در كاغذهای سبز رنگ بسته بندی كرده و دور آن � تیر و باد� می بستند و به خانه تازه عروسان و نودامادان پیش كش می فرستادند. از روزهای پیش از جشن � تیر و باد � در همه خانه ها مهیا می شد. بامداد روز جشن از كوچك و بزرگ - به ویژه كودكان - این بند را به مچ دست یا به دكمه لباس و جایی از پوشاك می بستند. این بند را با خوشی و شادمانی تا روز پایان جشن یعنی باد روز با خود داشتند. آنگاه در روز مذكور به دشت یا بام خانه رفته ، بند را باز كرده و با فریاد و بانگ شادمانی به باد می سپردند. این كردار اشاره ای به عمل آرش كمانگیر دارد كه تیر را رها كرد و مرز ایران زمین معین شد. جنگ و ستیزی طولانی پایان یافت و به فرمان خداوند، باد یا ایزد باد، تیر را در آن مسافت دور برد. به همین جهت بر آن تمثیل این رسم انجام می شد كه باد آن بند را به یاد حادثه مذكور به دورها می برد. به همین جهت است كه مبدا جشن را تیر روز و پایان آن را باد روز قرار داده اند، بر این اندیشه كه تیر در روز باد، پس از ده روز از حركت ایستاد.
دیگر از آداب این جشن میان زرتشتیان، فال كوزه می باشد. مقدمه فال كوزه در روز دوازدهم برگزار میشود، به این طریق كه در مجلسی كه از پیش كسانی در آن دعوت شده اند ، دختر نابالغی كوزه ای خالی یا پر از آب را دور مجلس می گرداند و هركس به نیتی كه دارد چیزی در آن می اندازد و سپس كوزه را در جایی می نهند كه زیر درخت باشد و پارچه سبزی روی كوزه می كشند و آیینه ای روی آن می گذارند. آنگاه عصر روز تیر و جشن ، همان دختر مراسم تطهیر انجام داده و كشتی نو می كند و كوزه را برداشته و باج می گیرد یعنی ساكت و خاموش می ماند و سرگذر در محله می نشیند. مهمانان روز پیش، كه هریك با نیت چیزی در كوزه افكنده بودند می آیند. هر كس شعری می خواند و دختر دست در كوزه كرده ، چیزی بیرون می آورد. صاحب آن شی ، نیت خود را با شعری كه خوانده شده سنجیده و بدان فال گرفته و آنرا شگون می داند
دوست دارید یك نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی كه خود ما آنرا نمی شناسیم را برایتان بگویم. لابد تا به حال شما هم دیده اید وقتی یك دانشجو در دانشگاههای خارج می خواهد مدرك دكترای خود را بگیرد، یك لباس بلند مشكی به تن او می كنند و یك كلاه چهارگوش كه از یك گوشه آن یك منگوله آویزان است بر سر او می گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می خواند. به ماها می گویند این لباس و كلاه چیست؟ می گوییم این لباس شیطونك است كه اینها تنشان می كنند! اما به اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریكایی می گویی این لباس چیست كه شما تن فارغ التحصیلانتان می كنید؟ می گویند ما به احترام «آوی سنت» (پور سینا)پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین می پوشیم. آنها به احترام «آوی سنت» كه همان «ابن سینا»ی ماست كه لباس بلند رداگونه می پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود می كنند. آن كلاه هم نشانه همان دستار است (کمی فانتیزی شده)و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی كه ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دستار آویزان می كردیم و به دوش می انداختیم. در اروپا و آمریكا علامت یك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سینا می گذارند، ولی ما خودمان نمی دانیم. باورتان می شود؟!
All Rights Reserved 2005-2006 © a-nadali.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768